عبد الرضا سالار بهزادى
385
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
كرمان بوده است ) و لقب « سالار اسعد » گرفت ، و به هنگام صدور شناسنامه و سجل احوال نام خانوادگى « سالار بهزادى » را برگزيد . مرحوم سالار اسعد پس از تغيير سلطنت و روى كار آمدن سلسلهء پهلوى از كليهء امور حكومتى و دولتى كناره جست و تنها در سال 1310 شمسى پس از اغتشاشات بلوچستان رضا شاه كه در صدد بود از نفوذ كليهء متنفذين در بلوچستان براى اسكات آن اغتشاشات استفاده كند ، مرحوم سالار اسعد نيز مجبور به قبول نيابت حكومت بلوچستان و حكومت بم شد ، امّا به زودى و تا آنجا كه اطلاع دارم حتى قبل از سفر به بلوچستان از آن خدمت نيز كناره گرفت و اوقات خود را صرف امور كشاورزى و رسيدگى به املاك خود نمود . در دورهء پانزدهم مجلس شوراى ملّى مرحوم سالار اسعد عليرغم ميل باطنى خود به نمايندگى از طرف مردم بم به مجلس رفت . امّا در دورهء شانزدهم پس از انتخاب شدن به نفع پسر ارشد خود مرحوم زين العابدين خان سالار بهزادى كه در آن انتخابات نفر دوّم شده بود ، استعفا نمود . مرحوم سالار اسعد سرانجام در سال 1336 شمسى در سن شصت و پنج سالگى به علت بيمارى قلبى در شهر كلن در آلمان فدرال - كه براى معالجه به آنجا عزيمت نموده بود - درگذشت و جسد وى در آرامگاه خانوادگى در نجف اشرف به خاك سپرده شد . مرحوم على اكبر خان سالار اسعد از ازدواج با دختر خالهء خود نصرت خانم دختر مرحوم غلامحسين خان سردار مجلل و گوهر تاج خانم « خانم سعد الدوله » صاحب سه پسر شد : مرحوم زين العابدين سالار بهزادى ، نمايندهء ادوار شانزدهم ، هيجدهم ، نوزدهم و بيستم مجلس شوراى ملّى كه در سال 1345 شمسى به علت سانحهء اتومبيل درگذشت و آقايان ابراهيم و عيسى سالار بهزادى كه خداوند بر عمرشان بيفزايد . ( 275 ) - كذا در اصل . ( 276 ) - منظور فرمانفرماست . ( 277 ) - كذا در اصل ظاهرا سهو القلم است و بايد « شما » باشد . ( 278 ) - سرباز : از محال بلوچستان اينك از بخشهاى تابعهء شهرستان ايرانشهر و مركز بخش قصبه سرباز است ؛ اين بخش كه از طرف شرق با بلوچستان پاكستان هممرز است ، عمدتا توسط رودخانهء سرباز و شعبات آن از جمله رود نسكند كه از ارتفاعات نسكند در شمال شرق سرباز سرچشمه گرفته و در قصبهء سرباز به رودخانهء سرباز مىپيوندد مشروب مىگردد . فاصلهء قصبهء سرباز تا ايرانشهر حدود 130 كيلومتر است . ( 279 ) - به پانويس 231 مراجعه فرمائيد . ( 280 ) - به پانويس 274 مراجعه فرمائيد . ( 281 ) - منظور مظفر الدين ميرزا مظفر الدينشاه بعدى پدرزن و شوهرخواهر عبد الحسين ميرزا فرمانفرما . ( 282 ) - توضيح زير در مورد زراعت حنا خالى از فايده براى خوانندگانى كه با زراعت اين گياه آشنايى ندارند نيست . حنا گياهى بوتهاى است و ترتيب زراعت آن به اين صورت مىباشد كه بذر آن حوالى نوروز تا بيستم فروردين زراعت مىشود ، و پس از دروى برگ آن در پائيز همانسال نهال آن به صورت خزانه در همان محل باقى مىماند تا تابستان سال بعد كه نهال آن از زمين قبلى بيرون آورده شده و به صورت دايم در زمين جديد غرس مىگردد . نهال حنا بعد از آنكه بدينصورت غرس شد ساليان متمادى باقى مانده ، بطور معمول در هرسال دو نوبت برگ آن درو مىشود : يك نوبت در تيرماه كه به دروى گرما معروف است و يك نوبت در اواخر آبانماه كه به دروى قوس شهرت دارد . نهال حنا در صورت رسيدگى خوب و وجين علفهاى هرز آن بطور مرتب بيش از يكصد سال عمر كرده و محصول مىدهد . خود اينجانب شخصا مزارع حناى يكصد ساله مشاهده نمودهام . ( 283 ) - كنار رقم 2 پاره شده است . ( 284 ) - كذا در اصل . صورت درست آن « طايفهء مير بلوچ زايى » يا « مير بلوچ زهى » است كه طايفهاى بلوچ است از تيرههاى طايفهء شه بخش يا اسماعيلزايى ساكن منطقهء سرحد . ( 285 ) - كذا در اصل به احتمال قريب به يقين منظور طايفهء ياراحمد زهى يا شهنوازى از طوايف عمدهء بلوچستان در منطقهء سرحد مىباشد . ( 286 ) - يك كلمه خوانده نشد . احتمالا « به تنها » .